۱۳۹۴ پنج شنبه ۲۸ آبان -  شماره 51
www.bahardaily.ir
تیتر خبرها
تبلیغات
نگاهی به مجموعه شعر«فعلا بدون نام» سروده فرزاد کریمی

مجموعه‌ای از مرگ و اساطیر و جادو

مجتبی حدیدی - منتقد

«فعلا بدون نام» مجموعه شعری است از فرزاد کریمی که انتشارات مروارید با تیراژ550 جلد امسال آن را به چاپ رسانده است. در یادداشتی نخستین، شاعر تکلیف مخاطب و منتقد را (پیش از خوانش مجموعه) روشن کرده است. دوسطرنخست این مقدمه را می‌خوانیم «رویا و خاطره که درهم می‌تند می‌شود شعر. دیگرنه زبان مهم است؛ نه فن بیان» این حکم کلی که شاعر صادر می‌کند تکلیف جهد و کوشش اهالی ادبیات را مشخص می‌کند. اگر زبان مهم نیست، پس چه موضوعی می‌تواند وسیله انتقال مفهوم باشد؟ بخشی از شعر نخست را می‌خوانیم «این گرگ سفید/که حمله کرده است به احشای من/مادر زیبایی است/این برج تحویل نمی‌شود به حمل/مگراین قناری سیاه توبه کند.» ذهنیت این شاعر عاری از خشونت نیست، اما شاعر از اندیشه خود تعریف ارائه نمی‌دهد. فضای شعرتوسط مخاطب درک نمی‌شود. البته از عناصر تاحدودی کارکشیده است، اما مخاطب امروز شعر با پاورقی به درک آن‌ها نایل می‌شود؛ به‌عنوان مثال گرگ سفید با برج حمل درتعامل معنایی است؛ چراکه نماد حیوانی حمل به مفهوم برج فروردین، گوسفند است، اما درنهایت اتفاقی درشعررخ نمی‌دهد. استفاده از نمادهای کهن و مشرقی شاکله این مجموعه است. درهمین راستا از نام حیوانات نیز بهرمندشده است. شعر دوم را می‌خوانیم «طرحی شبیه شاخ گوزن بر پیراهنم/و ماری که وارونه پیچیده تاحوالی ناف/به طاق و جفت در مارپله‌های کودکی/... پدرکه برس تاس‌ام می‌نشاند/که آل دارد این پسر...» همان‌طورکه معلوم است در پی موازی‌سازی تصویری بین طاق و جفت تاس و جفت جنین بوده است. ازسوی دیگر مار به بندجفت تشبیه شده، اما تاس از وسایل جن‌گیران بوده و انسان را برسرتاس نمی‌نشاندند. بایدگفت که بیماری آل برای زنان زائو است نه مردان. فقط از همنشینی کلمات در سطح گفتار استفاده کرده است و بدون توجه به ربط منطقی تصاویری مبهم را به مخاطب ارائه داده است.  شاعر در پی نوشتن تجربیات و کشف و شهود خود نیست. تصاویری متافیزیکی ومرموز فضا را می‌سازند. مرگ و جادو و بیماری و متافیزیک عناصر شعر او هستند. بعضی از اشعار از عنصر زمان تهی هستند و از سویی به روایت داستانی نزدیک شده‌اند. به‌همین جهت مخاطب درپی یافت عنصر زمان ناکام می‌ماند. جدای این موضوع، زمان سرایش اشعار معلوم نیست. برای نمونه بخشی ازشعر ص14 را می‌خوانیم «فاصله میان میله‌ها هنوز غنیمتی است/این عنکبوت پیر تار می‌تند/آینه از تکرار من عقیم مانده است/وتصویرثابت مردی در چلوارسفید/مبهوت میان رفتن/ مبهوت میان ماندن.»در شعر ص16 یک شعر واقع‌گرایانه با عناصر فانتزی تولید می‌کند، اما در رمزگذاری آن تلاش خود را به کار نمی‌گیرد. بخشی از آن را می‌خوانیم «این دست‌های من بودکه می‌خشکید/لبخند موزیانه‌ای زیرکلاه/پارچه‌های کهنه درهم/و یکی‌شدن پاهام/ در انحنای ستونی از چوب/... مثل کلاغی که منقار اول را به دست‌هام کوبید» همان‌طورکه دیده می‌شود مخاطب از همان ابتدا متوجه می‌شودکه شاعر از زبان یک مترسک صحبت می‌کند. اما شعر ص31 از بهترین اشعار این مجموعه است. حضور شاعر و ایفای نقش به‌عنوان راوی در شعر ماتیلدا، نشان می‌دهد که شاعر این مجموعه می‌تواند به زبان خود در مجموعه بعدی دست یابد. بخشی از این شعر را می‌خوانیم «مراببین/این تکه‌پاره‌های من است/این دیگری است به نگاه تو/وجود غریبه ای/درچارچوب کشیده چشمانت/مرا ببین/مثل صبح اجرای حکم/که از تو جدایم کردند/ماتیلدا/باد می‌آیدپنجره را ببند/من سردم می‌شود/... /چشم‌هایت را ببند/و مرا ببین که گرمم می‌شود/وقتی افسردسته فرمان آتش می‌دهد»  این شعر آدرس‌های مشترک با مردم دارد و همین موضوع این شعر را به جهان مدرنیته رانده است. فاصله‌گذاری در روایات کهن و تولید خوانش دوباره از آن‌ها یعنی همچنان شاعر دلبسته متون کهن است و در پی عرضه نشانه‌ها از کانال سنت است. این قضیه در شعر شهرزاد ص34 مصداق دارد «شهرزاد را به بازار بغداد بردند/و رویای تو هرگز بارور نشد/... این قصه جدیدی نیست/قصه دینار و بازار مکاره/... این قصه کبوتر تشنه‌ای است/در دست‌های خیام/سیراب پیاله در رستاخیز گلو.» بازسازی این روایت در هنرهای دیگر امکان‌پذیر است و ممکن است به‌خاطر رعایت زبان آرکائیک مخاطب خود را نیز پیدا کند، اما در قلمرو شعر پیشرو قرار نمی‌گیرد. هرچند تاثیر مستقیم زبان شاملو در این شعر بارز است. با آنکه در مقدمه زبان و تکنیک را امری بیهوده می‌انگارد، اما در نوشتارمعلوم است که خود را در معرض شگردهای زبانی قرارداده است و حداقل سعی می‌کند گزاره‌های مصداقی برای شعر بیاورد «من ازپس تو بر نمی‌آیم کاتب/تو رفتن اقلیما را نوشته‌ای/وحضورسنگین من درسایه‌های سیال/وآرامش مبهم غروب را/درسرآغاز مردادی فصل»(ص46). اما این مجموعه بافت غنایی دارد و چارچوب تاریخی و فرهنگی از نیات مولف بوده که در اشعار متجلی است. استنادات مصداقی و اخلاقی و سنجشی در این مجموعه فراوان هستند «این سوگ سیاووشان نیست/ هلهله‌ای عقیم است/دردوراهی‌های گلو/به سوگندان موکد/و عبور از ور گرم/من سیاووشم به آتش عذاب/دخت زیبای هاماوران» استفاده بیش از حد از نشانه‌های فرهنگی و لحاظ‌های تاریخی جسارت شاعر رامطرح نمی‌کند. مشکل مجموعه این است که سواد زیبایی‌شناسی و جامعه‌شناسی مخاطب را نمی‌طلبد. راوی این مجموعه فقط یک راوی است و فلسفه پیچیده‌ای ندارد. باید گفت شاعر در گذشته نزدیکی به سر می‌برد. این کتاب بدون پاورقی قابل خوانش است و تفکر و صفات مشترک بامخاطب را می‌طلبد، اما باید گفت که هنر واقعی به خودی‌خود آدرس‌های مشترک با مردم دارد. گاهی به ژانر وحشت یا برداشت‌های شخصی نزدیک می‌شود و فضای برانگیخته را پررنگ می‌سازد «به گواه شاهدان عینی/من درهمان صحنه تصادف مرده بودم/... این مرگ دست من نبود...» (ص57) تولید یک حوزه غیرحساس زبانی باعث شده که با یک مجموعه عایق‌شده طرف باشیم. مولف این مجموعه هیچ نوع نسبتی با طنز درکارهایش ندارد و دل‌مشغولی او تراژدی است. البته در مضامین مرگ آلود و بیمارگونه دلیلی برای برخورد کمدی وجود ندارد. دردوره‌ای که انسان درترس از آینده به سر می‌برد و از فناوری وحشتزای خود می‌ترسد، نگاه به پشت سر و اساطیرچگونه می‌تواند از اجزای ادبیات آوانگارد محسوب شود؟ امروز دوره اقرار به حسرت و معناباختگی نیست و ادبیات از این موضوعات اشباع شده است «تاویل اسطوره‌های مادینه/خدای آب/خدای روشنایی/خدای برکه درشب/تو/تاویل رمزهای مقدس/از افسانه‌های پریانی دور/.../رمز دوم دو درخت زیتون/.../دوکبوترازسمت‌وسوی ناصریه.» ذوق فردی فرزاد کریمی واسطه هنری شده است. او در این مجموعه در پی انتقال و یا اثبات باورهایش به مخاطب است. این انتقال کلام باعث شده است در اکثر قطعات به روایت و خرده‌روایت تن بدهد و داستانی ناقص را به‌صورت نثر شاعرانه به مخاطب تحویل بدهد «چهل‌سال گذشته بود/وقت آن بود که معجزه‌ای تازه شود/که پریانی از اقیانوس بیایند/از لالایی‌های مادر بیایند/که شب ترس ندارد/ و او پری را بخواهد/که با او بخوابد/... حالا همه‌چیز آرام است/نگاه کرد/توی همین احوال بود/سر بریده فرزند بود/معجزه نبود/تنها او مانده بود» (ص70) رمزگذاری دراین شعر به‌قدری ساده است که نیازی به توضیح بیشتر ندارد، اما این نوع پیگیری‌های زبانی وظیفه ادبیات پیشرو نیست. 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
تبلیغات