۱۳۹۶ شنبه ۲۰ آبان -  شماره 314
www.bahardaily.ir
تیتر خبرها
تبلیغات
بهارنيوز 01 محيط آرا قاصدک
یكی دیگر از «افتخارات» فوتبال ایران درگذشت

بدرود «اکبر»آقای افتخاری

هنوز قصه غم هجرت ابراهیم خان آشتیانی داغ است که حالا به رثای اکبر افتخاری می‌رسیم. آری روزگار بی وفا است باید هم بی وفایی آن شامل حال گوش چپ فوتبال دارایی و عقاب و تاج و پرسپولیس و تیم ملی قهرمان جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸ بشود.
براستی چه کسی از دارایی چیزی به یاد دارد؟ از عقاب چه کسی خبر دارد؟ کسی از تیم کلنی خوزستان با گنجاپور و محراب شاهرخی و اکبر افتخاری خاطره ای دارد؟ مگر قهرمان در جام ملت‌های آسیا برای ما تنها یک خاطره دور به قدمت چهار دهه نیست؟امروز جوانان ملی پوش ما نمی‌توانند در رده خودشان در جام ملت‌های آسیا حضور داشته باشند اما روزگاری اکبر آقا افتخاری بهترین بازیکن جام ملت‌های آسیا ۱۹۶۸ شد که اولین قهرمانی ایران در این تورنمنت بزرگ بود. اکبر افتخاری همان کسی بود که در فینال مقابل اسرائیل گل زد و نماینده ایران در تیم منتخب آسیا شد و در مقابل تیم آرسنال گل زد و چشمان آنها را خیره کرد و خواهانش شدند اما گفتند مملکت به او نیاز دارد و او هم قیدش را زد و به انگلستان نرفت و دستمزدش را سال‌ها بعد با رانندگی تاکسی پیکان نارنجی اش گرفت!
بازیکن منتخب تیم ملی ایران در تیم بهترین‌های آسیا سال‌ها مردمان شهر بی وفای تهران را به مقصد می‌رساند و کمتر کسی از او یاد می‌کرد. حتی در دیدار پنجشنبه شب با تیم ملی پاناما گوینده پر حرف و مجیز هم حاضر نشد از اکبر آقا چیزی بگوید.اکبر افتخاری فوتبال را با محراب خان و آقا ناظم شروع کرد هر چند که مسیرش با آنها فرق داشت. دو هم استانی اش راهی شاهین شدند ولی او به دارایی رفت. بعد‌ها آنها به پرسپولیس رفتند و اکبرآقا پیراهن تاج را به تن کرد تا نشان دهد که عاشق رنگ آبی آُسمان و دریا است پیراهن آبی دارائی و تاج ...
همان تاج بزرگی که رایکوف هدایت آن را بر عهده داشت. رایکوف بزرگ که حاضر نشد اکبر آقا با بینی آسیب دیده اش بازی کند و تعصب و غیرت آن روزگار باعث شد که اکبر آقا تاج را رها کند به عقاب رود و آخر دوران بازیگری اش هم چند بازی در پرسپولیس بازی کند و در ۲۷ سالگی پیراهن فوتبال را ببوسد و کنار بگذارد اما پیراهن عافیت را هیچگاه چون هم بازی هایش گنجاپور و محراب شاهرخی به تن نکرد و در انزوا و دلتنگی و غم ز بی وفایی‌ها زیست. اکبر آقا عاشق بود و سرنوشت او چون همه عشاق بود رفتنی بی سر و صدا و بی گمان مظلومانه.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
تبلیغات